اگر روزی دلت لبریز غم بودگذارت بر مزار کهنه ام بود بگو این بی نصیب خفته بر
خاک روزی عاشق دیوانه ام بود
کاش همان لحظه که تقدیم تو شد هستی من می سپردم که مواظب باشی ! جنس این
جام بلور است پراز عشق و غرور مگر که بازیچه شود می شکند![]()
دستم بوی گل می داد ، مارو به جرم چیدن گل محکوم کردند
هیچ کس فکر نکرد که شاید من گلی کاشته باشم![]()
هر وقت دلت گرفته گريه کن مي دوني چرا وقتي گريه مي کني آروم مي شي؟! چون اشکهاي سردت قبل از اينکه از مجراي چشم سرازير بشه يه سري به قلبت مي زنه . بعد قلبت که خيلي داغه حرارتش رو مي ده به اشکات و اشکا ت گرم مي شن. اونوقت اشکات هم سرما شو نو مي دن به قلبت. اينجوريه که اشکات گرم مي شن و قلبت سرد...
وقتی درختی می سوزد دودش راهمه می بینند ، ولی وقتی دلی می سوزد حتی شعله اش
راهم کسی نمی بیند![]()
وقتی از دنیا وآدماش خسته شدی ، برو بالای کوه و فریاد بزن : آیا هنوز امیدی
هست ؟ آنگاه خواهی شنید ، هست هست هست ........!![]()
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
در يک روز خزان پاييزي پرستويي را در حال مهاجرت ديدم به او گفتم : چون به ديار يارم مي روي به او بگو دوستش دارم بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد و گفت : دوستش بدار ولي منتظرش
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
تمام دنیایک دوربین عکاسی است ’لبخند بزنید تا عکستان خوب بیفتد
نخستین مرحله حماقت آن است که انسان خود را دانا بداند![]()
![]()
شکستها ستونهای موفقیتند ![]()
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
ذ: ذكر گویی براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيركي براي مغتنم شمردن ثانیه ها
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت براي گشايش كار ها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طا قت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به جهان هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
دیگر به امدنت دیگر به رویاهایت
نمی توان دل خوش بود
دیگر نیستی نمی بینمت
اما تصویرت چون قاب عکس قدیمی ....
از گوشه ی قلبم آویزان است
و تمام ترس من از این است
که این قاب کهنه بیفتد و خالی بماند...
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
خدایا
به هرکه دوست
میداری بیاموز که
عشق از زندگی
کردن بهتر است
و به هر که دوست
تر می داری بچشان دوست
داشتن از عشق برتر است 
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
تو به من خندیدی
ونمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی وهنوز,
سال ها هست که در گوش من آرام,
آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا,
خانه ی کوچک ما
سیب نداشت![]()
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
افرادی هستند كه می تواند موفقيتهای شان را باور كند
و به كاری كه انجام می دهند ايمان دارند
موفقيت برای يک فرد در يک شب سرد و بارانی
پوشيدن يک پالتو واين كه بتواند ديگران را گرم كند می باشد
موفقيت برای يك مشتری عصبانی اين است
كه بتواند علت مشكلش را پيدا و آن را حل كند
موفقيت برای كسی كه دچار مشكل شده اين است كه
مسیر را دوباره بسازد واز اشتباهات قبلی درس بگيرد
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
![]()
دو خط موازی زاییده شدند
پسرکی در کلاس درس آنها را روی کاغذ کشید
آنوقت دو خط موازی چشمشان به هم افتاد
در همان یک نگاه قلبشان تپید و مهر یکدیگر را در سینه جای دادند
خط اولی نگاه پر معنایی به خط دومی کرد و گفت :
ما میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم
خط دومی از هیجان لرزید !
خط اولی گفت :
... و خانه ای داشته باشیم در یک صفحه ی دنج کاغذ . من روز ها کار میکنم
می توانم خط کنار یک جاده متروک شوم
یا خط کنار یک نردبام ...
خط دومی گفت : من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ شوم
در همین لحظه معلم فریاد زد دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند و بچه ها تکرار کردند...
دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی رسند مگر اینکه یکی از آنها شکسته شود و من خود را شکستم ... .
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
![]()
گلهاي نيست اگر طاق جهان تاريک است
راه من تا دل تو راه کج و باريک است
گلهاي نيست اگر با دل من بد شدهاي
از کنار غم من رقص کنان رد شدهاي
دل من تنگ نگشته، گله از دوري نيست
شِکوه از دوري راه و غم رنجوري است
حرفم از سردي کاشانه بي چلچله است
از غم تنگي دست تو هزاران گله است
خانه بي روي تو کابوس شب من شده است
شيشه قلب تو اي جان! مگر آهن شده است
نشد آن روز که تو وعده فردا ندهي
وعده يک سبد مريم زيبا ندهي
تو بگو چند کُنم صبر که تو پَر بکشي؟
به شب دفتر من کِي ميشه اختر بکشي؟
کي ميشه دلت بياد براي قلبم بميره؟
کي ميشه خاطرههام رنگ حقيقت بگيره؟....
نوشته شده توسط امیر در ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
گفتنی (رضا)
بهترین سایت برای آپلود تصویر
قالب جدید2
دل نوشته های عشاق ...
حیدری
سلطان آسمانها
موزیک ایرانی
دانلود آنچه رایگان است
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ